روزبهان البقلي الشيرازي ( شطاح فارس )

مقدمه 96

عبهر العاشقين ( فارسى )

گر چون تو بتركستان ، اى ترك ! نگارى است * هر روز بتركستان عيدى و بهارى است . ( ديوان فرخى . چاپ عبد الرسولى ص 22 ) . ترك من بر دل من كامروا گشت و رواست * از همه تركان چون ترك من امروز كجاست . ( ايضا ص 27 ) . ترك مهروى من از خواب گران دارد سر * دوش مى داده است از اول شب تا بسحر . ( ايضا ص 143 ) . زان مى عناب‌گون ، در قدح آبگون * ساقى مهتاب‌گون ، تركى حورانژاد . ( ديوان منوچهرى . چاپ دبير سياقى ص 19 ) . گر زند آسيب زلف ترك من بر باد و خاك * از خوشى با مشك و با عنبر زند سر « 1 » باد و خاك . ( امير كمال الدين جمال الكتاب كمالى بخارى . لباب الالباب طبع بريل ج 1 ص 86 ) . تركى كه بكشتن من آورد برات * در چشمهء نوش دارد او آب حيات . . . ( تاج الدين عمر بن مسعود بن احمد . لباب ايضا ص 172 ) . آن ترك چو يافت منصب جاندارى * يك لحظه نمىشكيبد از دلدارى گفتم : « دل من نگه نمىدارى ؟ » - گفت : * « جانداران را چه كار با دل دارى ؟ » ( فخر الدين خطاط هروى . لباب ايضا ص 248 )

--> ( 1 ) - ن ل : بر .